محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
560
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
منها استكثر ممّا يؤمنه و من استكثر منها استكثر ممّا يوبقه و زال عمّا قليل عنه كم من واثق بها قد فجعته و ذي طمأنينة إليها قد صرعته و ذي ابّهة قد جعلته حقيرا و ذي نخوة قد ردّته ذليلا سلطانها دول و عيشها رنق و عذبها اجاج و حلوها صبر و غذاؤها سمام و أسبابها رمام حيّها بعرض موت و صحيحها بعرض سقم ملكها مسلوب و عزيزها مغلوب و موفورها منكوب و جارها محروب . ( 3 ) » ترجمه پس از ستايش پروردگار ، همانا من شما را از دنياى حرام مىترسانم ، زيرا در كام شيرين و در ديده انسان سبز و رنگارنگ است . در شهوات و خواهشهاى نفسانى پوشيده شده و با نعمتهاى زودگذر دوستى مىورزد ، با متاع اندك زيبا جلوه مىكند و در لباس آرزوها خود را نشان مىدهد و با زينت غرور خود را مىآرايد ، شادى آن دوام ندارد و كسى از اندوه آن ايمن نيست . دنياى حرام بسيار فريبنده و بسيار زيان رساننده است ، دگرگون شونده و ناپايدار ، فناپذير و مرگبار و كشندهاى تبهكار است و آنگاه كه به دست آرزومندان افتاد و با خواهشهاى آنان دمساز شد مىنگرند كه جز سرابى بيش نيست كه خداى سبحان فرمود : « زندگى چون آبى ماند كه از آسمان فرو فرستاديم و به وسيله آن گياهان فراوان روييد . سپس خشك شده ، باد آنها را پراكنده كرد و خدا بر همه چيز قادر و توانا است . » كسى از دنيا شادمانى نديد جز آن كه پس از آن با اشك و آه روبرو شد ، هنوز با خوشىهاى دنيا روبرو نشده است كه با ناراحتيها و پشتكردن آن مبتلا